ابراهيم عاملي ( موثق )
398
تفسير عاملي ( فارسي )
اين خود بيان هجرت ظاهر است و هجرت باطن آن است كه از نفس بدل رود و از دل بسر رود و از سر بجان رود و از جان بحقّ رود . نفس منزل اسلام است و دل منزل ايمان و سر منزل معرفت و جان منزل توجّه . در روش سالكان از اسلام بايمان هجرت بايد كرد و از ايمان بمعرفت و از معرفت بتوحيد ، نه آن توحيد عام ميگويم كه بشواهد درست گردد و بناء اسلام و ايمان بر آن است بلكه آن توحيد از آب و خاك پاك است و از آدم و حوا صاف است علايق از آن منقطع و اسباب مضمحل و رسوم باطل و حدود متلاشى و اشارات متناهى و عبارات منتفى و عبارات منتفى و تاريخ مستحيل . شيخ الاسلام انصارى قدس اللَّه روحه به اين توحيد اشارت كرده و گفته : ما وحّد الواحد من واحد اذ كلّ من وحّده جاحد توحيد من ينطق عن نعته عارية ابطلها الواحد توحيده ايّاه توحيده و نعت من ينعته لاحد « 1 » طبرى : قتاده گفت : در اين آيه خدا ياران پيغمبر را بدرستى ستايش كرده است و آنها را مرد اميدوار برحمت خدا معرّفى كرده است و البتّه آنكه اميدوار به چيزى باشد پى آن را مىگيرد و آنكه بترسد از آن فرار مىكند . نيشابورى عبد اللَّه بن جحش مؤمن بود و هم از وطن مهاجرت كرده بود و بسبب اين جنگ مجاهد در راه خدا معرفى شد . * ( أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ ) * - 217 نيشابورى : شاه كرمانى گفته است : نشانهى رجاء حسن طاعت است . و گفتهاند رجاء يعنى ديدن جلال حقّ بوسيلهى چشم جمال بينى و گفتهاند : يعنى نزديكى دل
--> ( 1 ) هيچ كس نتوانسته است خداى يگانه را بيگانگى بستايد زيرا هر توصيفى موجب انكار اوست ، بهر زبانى كه او را بيگانگى بستايند با معنى واحد و يگانگى حقيقى مطابق نمىشود فقط همانچه خودش گفته و ستوده است درست است و گفتار ديگران كفر است .